سيده نصرتبيگم امين ( بانوى اصفهان )

90

تفسير مخزن العرفان در علوم قرآن ( فارسى )

هيچ است آنچه از وجود و كمالات وجودى است همه يك اشراقى است از فيض رحمت غير متناهى ازلى و آن ارتباط معلوليت و مخلوقيت خود را نسبت به آن علت حقيقى و آن موجود سرمدى معاينه نمود و معارف وى به حد ( عين اليقين ) و كمال رسيد و آنچه باقى مردم به گوش ميشنوند به چشم دل مشاهده نمود چنين كسى از سفاهت و بىخردى بزكاوت و از جهل بعلم ، و از نفهمى بخردمندى نائل گرديده ، و در نتيجه از دين حق اعراض نمىنمايد و سر اطاعت و فرمانبردارى به زير انداخته و تسليم اوامر حق تعالى ميگردد . وَ لَقَدِ اصْطَفَيْناهُ فِي الدُّنْيا وَ إِنَّهُ فِي الْآخِرَةِ لَمِنَ الصَّالِحِينَ و ما ابراهيم را در دنيا شرافت و فضيلت داديم بر عالميان و در آخرت او را از بندگان شايسته قرار داديم . گويند اين فضيلت و كرامتى كه بابراهيم عليه السلام بخشوده شد اثر دعاى خود ابراهيم است آنجا كه از پروردگار خود درخواست مىنمايد رَبِّ هَبْ لِي حُكْماً وَ أَلْحِقْنِي بِالصَّالِحِينَ إِذْ قالَ لَهُ رَبُّهُ أَسْلِمْ قالَ أَسْلَمْتُ لِرَبِّ الْعالَمِينَ ظاهرا در اين آيه در مقام علت و سبب شرافت ابراهيم است و اينكه ابراهيم را برگزيديم و او را بخلعت نبوت و اولو العزمى مفتخر نموديم و نيز وى را مقام خلت بخشيديم و ملت او را تا قيامت باقى گذارديم براى اين است كه وقتى به او گفتيم اسلام آورد و تسليم شو گفت تسليم پروردگار عالميان گرديدم . ممكن است در اينجا سؤالى پيش آيد كه اگر ابراهيم اسلام نداشت و آن وقت مأمور گرديد كه قبول اسلام نمايد اولا بايستى قبلا كافر باشد و ظالم بنفس خود و همان طورى كه در آيات پيش گفته شد عهد ولايت به ظالم نميرسد و ثانيا اگر اسلام بلكه مرتبه ولايت را نداشت چگونه قابل وحى گرديد كه از مصدر الوهيت بوى خطاب رسد « اسلم » اسلام آور و اگر گوئيد اسلام داشت امر نمودن وى را باسلام لغو و تحصيل حاصل بود معقول نيست كسى كه اسلام دارد به او بگويند اسلام آور . پاسخ : چنانچه در جاى ديگر گفته شد اسلام مثل ايمان مراتب بسيار و درجات